این استخر به طرف رابِرت بیچاره پر عمق می شود

این که نوشته بود رابرت بیچاره مجبور میشه شهری(سانفرانسیسکو) رو که توش به دنیا اومده بوده ول بکنه و بره،این که اینقدر تو فرم و محتوا فرق می کرده که بعدها ادیتورهای نویورکی بهش میگفتن،رابرت دِ گریت،این که دارم سوسک رو می خونم و به نظرم یه رمان کانادایی خیلی خوبه، این که فرهاد داره میاد دنبالم بریم اِسپکتوروم گودزیلا رو آی مکس ببینیم

Nothing gold can stay

Nature’s first green is gold,
Her hardest hue to hold.
Her early leaf’s a flower;
But only so an hour,
Then leaf subsides to leaf,
So Eden sank to grief,
So dawn goes down to day,
Nothing gold can stay.
Robert Frost

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *