چیدمان شخصی با شال شین و تی شرت جیم

شایلوه چند وقتیست صبح ها وقتی مامان خونه نیست میومیو می کند،امروز صبح مجبور نبودم زود از تخت بیام بیرون دوست داشتم توی تخت ولو باشم،یک تیشرت از جیم دارم،یکشب که اونجا بودم تی شرت رو از روی تخت ِش برداشتم چپوندم توی کیف،دیشب از چمدون کشیدمش بیرون پوشیدمش هنوز بوی جیم رو می داد،شال شین رو هم هنوز دارم داشتم فکر می کردم به  درست کردن یک اینستالیشن با شال شین و تی شرت جیم جوری که آدما مجبور بشن بوبکشند،داشتم با ایده اینستالیشنم کفن پوش می شدم که موبایل زنگ زد یکی از بچه ها بود داشت برام تعریف می کرد که دیشب چند تا از دوستهای مشترکمون رو توی بار دیده اومدم بگم که فقط با یکیشون دوست واقعی هستم که موبایل قطع شد،داشت رانندگی می کرد،فکر کردم دیرتر دوباره صحبت می کنیم،این روزا مدام پشت فرمون ازخودم فیلم می گیرم،حواسم هست که مواظب باشم بجای اینستالیشن یکوقت شناسنامم باطل نشه،میو میوهای شایلوه کم کم داشت می شد موسیقی متن اینستالیشنم که حالا دیگه کامل با هاش کفن پیچ شده بودم ،داد زدم قندک من این بالام تنها نیستی دیوونه،سرش و برگردوند به سمتم،طبق معمول نگاه عاقل اندرسفیه کرد،فکر کنم از چیدمانی که من با شال و تی شرت درست کرده بودم شک شد،پرید روی تخت و شروع کرد به بو کشیدن اینستالیشن،دیگه میو میو نمی کرد بجاش داشت بوم می کرد،چشمم افتاد به نامه های روی میز کار یادم افتاد امروز صبح موندم خونه که نامه ها رو باز بکنم،چهارهفته که نامه هارو باز نمی کنم یهو میشن کوه نامه نمی دونم واقعا این همه نامه چقدر کاغذ و جوهر دارد هدر می کند من در کاغذ بازی کودن ترینم حتی تنبل ترین،مطمئن هستم وقتی وینسنت دوگارنی برای اولین بار واژه بوروکراسی رو اختراع کرد به معنی میز تحریرو دفتر و اداره خودشم نمی دونست تاثیری روکه داره میزاره روی ارتش پروس وشکست ناپلئون تا نوشته های وبرو وهگل وبدبخت شدن فاین آرتیست هایی مثل بلور.روی گوشی تَروبیش رو گرفتم طبق معمول داشت فونت طراحی می کرد، گفتم از کِتابِ عَظیِم سِحْرِ جوزانی برام یک نسخه کنار بزاره چون نسخه خودم رو هدیه دادم گفت هنوز چند نسخه ی دیگه ازش مونده خیالم راحت شد. دیگه باید از تخت و چیدمان شخصی و موزیک متن می کندم و زندگی واقعی رو با پاکت  نامه ها و جواب ایمیل ها و اِدیت ویدیو شروع می کردم،واقعیت خوبیش همینه اینقدرباید روی چرندیات تمرکز بکنی که تبدیل بی یک فراواقعیت بشی

پ. ن: {شین} و{جیم} آدم های خیالی نیستند، فراواقع،واقعی می شوند،آن دو نفرهم درست مثل من برای بیان افکارشون به دنبال زبانی جدید می گردند

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *