ایده ای که به دلار نرسید اما در حد و حدود یک ایده ایستاد

عکس ها را که دیدم داشتم فکر می کردم کاش یک خواهر داشتم یک دفعه یادم آمد اگر من یک طرفه دنیا بودم او یک طرفه دیگر وات دِ فاک

گفت او دارد از این ایده پول درمیآورد، رویِ تی شرت ها انگلیسی را به فارسی پاس می دارد،دلار در میآورد گفتم کاش ایده را به نام زده بودم الآن وات دِ فاک

خوب که از دیشب فکر کردم به این نتیجه رسیدم که همچین ایده ای هم نبوده است در مقایسه با ایده، اگر این ایده خلاق بوده است و دلار داده اند بابتش وات دِ فاک

خوزه برای دو پسرش هدیه سال نو یک تور بسکتبال خریده است ،تور را درست کاشته است روبروی پنجره اُتاق من، موزیک متن مدام می زند روی مخم که وات دِ فاک

شایلوه خودش را کامل گربه مامان ژولی می داند،مرا هم کلفت خودش، روزی که به فرزندی گرفتمش قرار نبود که او خان ه مظفر باشد من رعیت  وات دِ فاک

بابا همیشه می گفت مهاجرت فقط شش ماهه اولش سخت است،جا میُفتی پدر جان،چند سال و شش ماه می گذرد ،دارم هر روز خام تر می شوم وات دِ فاک

دارم همه ی نوشته ها را نصفه رها می کنم،بروم آنتی مال که قهوه بخورم،در کالیفرنیای جنوبی همه چیز بهترینش پیدا می شود به جز قهوه وات دِ فاک

بابا مدام می گوید ای تورنتونیَن بالای هفتاد نرو وات دِ فاک

همه اِستاپ ساین ها دارند به بِرکلی ختم می شوند،من که بِرکلی را انتخاب نکرده بودم،مثل این که برکلی خودش انتخاب می کند وات دِ فاک

رسما برای بار دوم مهاجرت کردم وات دِ فاک

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *