بوقلمون های ایالت مینه سوتا

تلفن و جواب دادم گفت سن هوزه ست ،گفت برای مصاحبه کاری اونجاست،گفت اوایل هفته میاد اِرواین ،گفتم سن هوزست اوایل هفته دیگه میاد اِرواین گفت مگه نگفتی تموم شده؟ گفتم میخواد ببینمش. سکوت شد امروز لابلای نفس زدن ها ازم پرسید حالا دوست داری سه تایی کجا بریم؟  گفتم چهارتاییم اون یکیم تا اون موقع از کانادا رسیده کالیفرنیا.گفتم خنده داره نه؟ گفت نمی دونم چرا اومدنشون مواجه شده با هم اما گفت مطمئن ه که یک دلیلی هست حتما. یه رستوران ایتالیایی پیدا کردیم شانس آوردیم که مجبور نشدیم  زیاد معطل بشیم،داون تاون لانگ بیچ قلب کافه ها و رستوران ایی که با روحیم زیادی سازگارن و با پول جیبم زیادی ناسازگار،حتی شلوغی آخر هفته ها هم نمی تونن باعث بشن که نخوام بلمانت شوررواز بالا تا پایین گز کنم، طراحی داخلی ایتا لیا یی ها حتی از غذاهاشون  خوشمزه تربه نظر می رسند، شیشه های شامپاینی که لوسترهای تمام عیارشده اند و آویزون روی سرت زل زدن توی سبزی ِوسط چشات وادارت می کنن که یه بطر شراب قرمز سفارش بدی قرار بود سه تایی صحبت کاری بکنیم،فکر کنم حواسه سه تاییمون پرت شده بود به بشقاب های غذا و پرده های بِرگندی که از دو طرف کشیده شده بودند روی آینه ها. هنوز بوی سوس  بولونز تو مغزم سوسو میزنه،یادم نیست کِی بود و چی شد وقتی دستش خورد به لیوان شراب و رنگ قرمز چپه شد توی اسپاگتی کرمیه من،تلخیه شراب حتی طعم  اَنجل هِل و بهتر کرد،دختری که سرویس میزما رو می داد به سمت میزمون جهش گرفت،سعی کرد چشاش و گرد بکنه پرسید وات هپند؟ وقتی با چهره خونسرد ما سه نفرمواجه شد اونم خونسردتر میزمون و تمیز کرد و دوباره لیوانامون و پر کرد و عقب نشینی کرد. حداقل الآن  می شه مثلا صدامون بکنید وطن پرستان سابق. به این نتیجه رسیدیم که  باید میز کارمون ازهم فاصله داشته باشه، یه چیزی تو مایه های  پشت به پشت این طوری خیاله هر جفتمون راحته. هنوزم نمی دونم چرا اومدن اون دوتای دیگه که فکر می کنی تموم شدن مواجه شده با هم،نمی دونم قرار چهار تایی کجا بریم حتما بعدا می فهمم۰

پ.ن.لانگ ویکند های امریکا وکانادا به جز روز شکرگزاری تحقیقا یکی هستند، احتمالا بوقلمون های مینه سوتا  زیادی دیرپَزن د

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *