آدم ها در چه رویایی به سر می برند؟

من همیشه از زندگی در غرب شکایت کردم،اما یک چیزِ زندگی در غرب را خیلی دوست دارم و آن هم ماهیت فردیت است.یک دوست دارم یک قاره آن ور تر صدایش می کنم چنگیز،چنگیز حدود یک مترو هشتادوپنج قد دارد،پشت عینک گردش هم سیبیل های چنگیزی می گذارد، معیارِ انتخاب من برای ظاهر معشوق شوخی شوخی،جدی شده است چگوآرا،”خیر نبینی عمو آ که من و رسوا کردی…” گاهی چنگیز یک حرف هایی می زند که باید با طلا نوشت و در فاز دو میخکوب کرد در مرکز  دیوار،این که مثلا چرا ما آدم ها در رابطه هایِ دوتایی به هم فضا نمی دهیم، باور کنید من خودم به شخصه گاهی در فضای تنهایی دلم می خواهد دو ساعت پایم را روی تخت دراز بکنم و انگشتم را تا ته بکنم در سوراخ دماغم و نه هیچ کار دیگری حالا خواندن درس و کتاب و مقاله که جای خود دارد… دلم نمی خواهد آن دو ساعتِ تنهایی را با هیچ کَس سهیم بشوم،اگر بپرسید کجا بودی دروغ می گویم پس این شما هستید که مجبور به دروغگویی می کنیدم.من هم یک روزهایی می شد که به چنگیزسانِ بیچاره فضا نمی دادم،اما امروز فهمیده ام که آن روزها فقط خودم را اذیت می کرده ام،درغرب برای طبقه من فردیت موجودیت تمامِ از پیش تعیین شده ای ست،این که باید یاد بگیری که از هر لحاظ فقط به خودت متکی باشی،نامأنوس بکنی خودت را برای وابستگی به روحِ دیگری و مانوس با خودِ آشکارت و این همان ابتدای راه است برای کندن از همان فضاهایی که آدم ها سخت در آن گیر افتاده اند شاید هم بخشی از سنت هایی که دارند جواب نمی دهند. به نظرم ما ایرانی ها بیشتراز آنچه لازم است در فضایِ  شخصی هم می لولیم،چه دو همسر چه پارتنر چه دوست،به فضای شخصی آن دیگری احترام نمی گذاریم یا اصلا فضایی نمی دهیم،توقع داریم همه چیز هم عالی باشد.من فردا ساعت دوازده امتحان دارم دلم هم می خواهد تا فردا بعد از امتحانم فقط خودم در فضای شخصیم بلولم خوشحالم که چنگیز این موضوع را درک می کند،چنگیز از همین تریبون اعلام می کنم تو هم مختاری هر چقدر دوست داری دست را در دماغت بکنی۰

پ.ن کسی می تواند در بازی مافیا خدا بشود که به فردیت خودش فرود آمده باشد ۰گفتم ایرانی ها چون فضا دادن در بین ما حتی در آن دسته ای که خود را نماینده زندگی نوین روشنفکرانه می دانند این روزها زیادی کمرنگ شده است۰

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *