شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش

تابلوی هُم فور سِیل ترسناک است.بابا روی در ورودی به خانه یک کاغذ چسبونده روش نوشته “پلیز تِیک آف یور شوز”،باید جمع کنیم برویم نزدیک دانشگاه من زندگی بکنیم تا این مَسترِ کوفتی تمام بشود. در ورود به خانه در بالکن باز می شود قرارگاه گلدون های مامان و بوم های من، درست آن طرف تر از در پناهگاه باباست پشت میز ناهار خوری یعنی در واقع پشت لپ تاپش با دائم ُالهِد فونی در گوشش که مدام اخبار ایران را در گوش هایش فرو می کند. روزی چند ساعت می نشیند ولیست های “باربی” دلال خانه را بالا و پایین می کند تا ببیند کدام خانه به پول ما می خورد،وانمود می کند صدای غرهای من و مامان را نمی شنود.بالای سرش یک نقاشی بزرگ روی دیوار میخ شده است. با امضای من انگار که  یکی آمده باشد خودم را به همان دیوار میخ کرده باشد. نشستم روی کاغذ شمردم روزی سه مرتبه این جمله “آخه این آمریکا اومدنمون چی بود” رو تکرار می کنم بابا هم با خونسردی میگه; پدرجان من ایران کاری ندارم،گاهی هم خودش را به نشنیدن میزند ،باربی همه لیست ها رو برای من هم سی سی میکند شاید دو برابر بابا این روزها لیست ِ خونه ها رو بالا و پایین می کنم بدون این که حتی مهندس بداند. نزدیک اون دانشگاه کوفتی خونه خیلی گرونه مطمئن هستم فرهاد هم که می رود سر کار همین کار را میکند با این که با ما زندگی نمی کند۰

به مامان گفتم فوقش روزی ۱۰۰مایل رانندگی می کنم یا برمی گردم تورنتو درسم و تموم می کنم گفت; برمی گردی تورنتو خونه عمه ات حداقل اینجا یک اتاق هست توش بتمرگی درسِت و تموم کنی و رفت پشت ِ لپ تاپی که من بهش دادم  بابا هم همون موقع هدفونش و درآورد و گفت پدرجان عجب این کالیفرنیا اوور پِرایس شده. نگفتم بهشون که سایزم شده زیرو، فرقی هم نمی کنه برم تو بالکن نقاشیم و تموم بکنم

۰پ۰ن بلوردات کام و به تنهایی درست کردم فقط باید مهاجرت کنم توش

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *