درست وسط روزعشاق در تهران

تورنتو: حتی وقتی ایران بودیم نشون می داد براش مهم نیست، زیباترین و باهوش ترین موجودی ست که تا به حال دیده ام پرسید چرا دیر کردی جواب دادم خواب موندم گفت چرا گوشیت وجواب نمی دادی گفتم نشنیدم می دونستم می پرسه از تهران خبرداری، برای این همه ظرافت بارها پیله بسته بود جواب دادم نه۰

دو ساعت در تهران: روی صندلی در یک استادیوم وسط تهران نشسته بودم،استا دیوم ازهمیشه شلوغ تربود نمی دونستم برای دیدن چی اونجام… اولین بار بود دراستادیوم وسط تهران خودم و دستگیرمی کردم.همین که می دونستم تهران م انگار راضی شده بودم با خودم کیف مبسوطی می کردم درست وسط روزعشاق در تهران، لابلای بلندی همهمه ها نقشه می کشیدم که معشوق مخفی را غافلگیرکنم آن وقت تمام قند های دلم را آب می کردم.این بارهیچ چیز ازفرودگاه وهواپیما وپلیس های غول پیکر آمریکایی همان ها که همیشه لبه مرز، بین دو راه لخت می کنند یادم نبود سعی هم نمی کردم که به یاد بیاورم خوشحال بودم از مرض فراموشیم۰شماره معشوق مخفی را درگوشی نداشتم، شماره حتی یادم هم نمی آمد مثل سیر و سرکه می جوشیدم. کنارهمه دلواپسی ها فکر کردم میروم در خانه اش اما خانه اش کجا بودآن هم  یادم  نمی آمد، با خودم انگار که ورد بخوانم مدام زیر لب می گفتم نگران نباش تمام روز را وقت داری۰

تورنتو: پروانه ها درهمه جای کره زمین یافت می شوند، مستقلند، برای پیدا کردن غذا از گلی به گل دیگر می پرند، برای پیدا کردن جفت و بوییدن گل شاخک دارند، زبان درازی دارند تا بتوانند شهد گل ها را بمکند، آرام بال می زنند اما مسافت طولانی را طی می کنند، همه چهار بال دارند، این با ل ها با هم مثل یک جفت کار می کنند، وضعیت برخی گونه ها در حال نابودیست، مدت عمر پروانه ها کوتاه است اما پیله ای که من تنیده ام تا تهران شدن به تاراج بال هایم می ارزد۰

…کاش یک آهنگ هم بود که می گفت نایت س این تهران…

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *